چهل سالگي انقلاب اسلامي

شناسه نوشته : 26181

1397/11/07

تعداد بازدید : 159

چهل سالگي انقلاب اسلامي
تا چند روز ديگر انقلاب اسلامي ايران چهل سالگي خود را جشن مي گيرد. وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد دشمنان قسم خورده نظام يك كنتور نصب كردند و با هر اتفاقي كه در بيرون و درون انقلاب مي افتاد، مي گفتند انقلاب 6 ماه ديگر، يك سال ديگر يا دو سال ديگر سقوط مي كند! اما...

 

تا چند روز ديگر انقلاب اسلامي ايران چهل سالگي خود را جشن مي گيرد. وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد دشمنان قسم خورده نظام يك كنتور نصب كردند و با هر اتفاقي كه در بيرون و درون انقلاب مي افتاد، مي گفتند انقلاب 6 ماه ديگر، يك سال ديگر يا دو سال ديگر سقوط مي كند! اما ماه ها و سال ها گذشت و اين آرزوي ضد انقلاب برآورده نشد. آمريكايي ها پس از پيروزي انقلاب، جنگ داخلي راه انداختند، غائله كردستان، خلق عرب، خلق بلوچ و... را به پا كردند. بعد كنتور براندازي را راه انداختند و گفتند انقلاب چند روز ديگر سقوط مي كند! اما نشد. آمريكايي ها غائله اتحاد شوم ليبرال ها و منافقين و ملحدين را راه انداختند و با چاشني ترور رهبران انقلاب و 17 هزار شهروند مظلوم ايران به ميدان آمدند و گفتند سه ماه يا چهار ماه ديگر نظام سقوط مي كند! اما نشد.
    آمريكايي ها توطئه يك جنگ خارجي نيابتي را به گماشتگي صدام راه انداختند و مردم غيور و جوانان شجاع كشور را هشت سال گرفتار جنگ تحميلي كردند. باز هم گفتند كنتور براندازي اين بار درست كار مي كند و نظام اگر با حمله خارجي هم سقوط نكند، با چاشني عمليات فروغ جاويدان حتماً سقوط خواهد كرد! عمليات فروغ جاويدان تبديل شد به عمليات غروب جاويدان. باز هم نشد. كنتور از كار افتاد و جواب نداد.
    آمريكايي ها رفتند سراغ نبرد نرم. دو تا برنامه 10 ساله را در اين وادي تست كردند؛ يكي سال 78 و يكي هم سال 88، باز كنتور جواب نداد و هر دو توطئه، نفرت مردم را از باعث و باني براندازي بيشتر كرد و مردم مثل كوه در برابر شرارت دشمن ايستادند.
    ضد انقلاب ها و منافقين، اول مجبور شدند به دشمن بعثي پناهنده شوند و از پشت به ملت خنجر بزنند. بعد هم كه صدام سقوط كرد، به وطن اصلي خود يعني آمريكا، اسرائيل، انگليس و فرانسه رفتند و آنجا روزگار مي گذرانند. فعلاً كارشان برگزاري ميتينگ سالانه است و دق دلي خود را در همين ميتينگ با جيغ بنفش عليه ملت ايران و جيغ و داد عليه ملت هاي جهان و برخي دولت ها كه با ايران همراهي و همگراي دارند، خالي مي كنند.
    اين روزها نشست 2017 ضد انقلاب و منافقين در پاريس بار ديگر ملت و مسئولين نظام را به ياد آن روزگاران انداخت كه انقلاب بالاخره مخالفيني دارد و نبايد آنها را فراموش كرد. يكي از مقامات آمريكايي كه پاي ثابت اين نشست هاست نماينده سابق آمريكا در سازمان ملل يعني جان بولتون صهيونيست است. كثيري از سياستمداران جهان مي دانند كه او جزء شيرين مغزترين ديپلمات هاي آمريكايي است. او در نشست اخير منافقين گفته است: «نبايد بگذاريم رژيم ايران چهل سالگي خود را ببيند.» اين گفته بيشتر به يك جوك بي مزه سياسي شبيه است، چرا كه نشان مي دهد هر كاري در اين چهل سال خواستند، انجام دادند و نتيجه اي هم نگرفتند. حالا در اين چند ماه باقي مانده چه غلطي مي خواهند جز برگزاري يك ميتينگ رسوا انجام دهند؟ معلوم نيست.
    برگزاري نشست مشترك آمريكايي ها با ضد انقلاب و منافقين همزمان با سالروز شليك موشك ناو آمريكايي به هواپيماي مسافربري ايراني و كشتار بي رحمانه 290 نفر مسافر بي گناه ايراني را هم از شيرين مغزي هاي
    آمريكايي ها و منافقين، بايد به حساب آورد.
    حضور چند چهره سياسي آمريكا به غير از بولتون در اين نشست نشان مي دهد آمريكايي ها در پروژه براندازي نظام همچنان به ترور و تروريسم و دخيل بستن به فرقه تروريستي رجوي فكر مي كنند و نمي توانند آنها را ناديده بگيرند. بالاخره آنها توانايي اين را داشتند كه خون 17 هزار شهروند بي گناه ايراني را به زمين بريزند و قدرت قصابي و خونريزي و خشونت خود را نشان داده اند.
    آمريكايي ها اين روزها بيش از هر چيز به سه واژه در قبال انقلاب اسلامي و ملت ايران فكر مي كنند؛ تهديد، تحريم و ترور. آنها حاضر نيستند اين سه واژه را از راهبرد اصلي خود در قبال ملت و دولت ايران حذف كنند. آنها چهل سال فريب منافقين را خوردند. منافقين هم چهل سال در خط آمريكا حركت كردند و نتيجه نگرفتند. امروز بايد كنتور براندازي را با بازه زماني چهل سال ديگر تنظيم كنند.
    ما بايد خدا را شكر كنيم كه در اتاق فكر براندازي ايران در واشنگتن، پاريس و لندن يك مشت احمق نشسته اند و با چهل سال برنامه ريزي واهي در برابر مقدس ترين انقلاب در جهان و بزرگ ترين دموكراسي دنيا و در منطقه يعني ايران قرار گرفتند و هر چه هزينه و تلاش كردند، كمتر نتيجه گرفتند. آنها در اين چهل سال گرفتار فريب كساني شدند كه احمق تر از خودشان بوده و هستند.
    روايت است روزي حضرت مسيح عليه السلام را ديدند كه دارد مي گريزد. از او پرسيدند چرا مي گريزي؟ فرمود از آدم احمق! مولانا در توصيف اين حال حضرت مسيح عليه السلام مي گويد؛
    از احمقان بگريز چون عيسي گريخت
    صحبت احمق بسي خون ها بريخت
    حضرت مسيح عليه السلام كه مرده را زنده مي كند نه تنها نمي تواند حماقت را درمان كند بلكه از احمق مي گريزد. حضرت مسيح عليه السلام مي فرمايد؛ رنج حماقت، قهر خداست، من نمي توانم آن را درمان كنم.
    آمريكايي هاي احمق از مصاحبت با احمق هاي منافق جز خونريزي دستاوردي نداشته اند. امروز بين ايران و آمريكا دريايي از خون جاري است. هيچ ديپلمات عاقلي در كاخ سفيد نمي تواند از اين دريا عبور كند و مناسبات روابط دو كشور را بر اساس عقلانيت و احترام متقابل با رعايت حقوق بين الملل استوار سازد. هر كس در ايران و آمريكا به عادي سازي روابط دو كشور فكر كند، فقط آب در هاون مي كوبد!
    كساني كه تعامل سازنده با جهان را برقراري ارتباط با آمريكا ترجمه مي كنند، بايد اين حقيقت را درك كنند كه عبور از مرز اتاق فكر احمق ها در آمريكا محال است و جز گريز از آن، راهي نيست.
    
    منبع:  روزنامه رسالت -  شماره 8975

عضویت در خبرنامه