آیا برگزاری جشن نهم ربیع الاول یا همان عیدالزهرا صحیح است ؟

شناسه نوشته : 25663

1397/08/26

تعداد بازدید : 107

آیا برگزاری جشن نهم ربیع الاول یا همان عیدالزهرا صحیح است ؟
گرفتن جلسات شادی برای قتل خليفه دوم در دوران ائمه معصومین عليهم السلام گزارش نشده است. شیعیان نیز چنین برنامه‌ای نداشته‌اند. چنانچه برخی از شیعیان و نزدیکان ائمه به ناسزاگویی به خلفا می‌پرداختند، اهل بیت با آنان برخورد می‌نمودند. در شرايط كنوني نيز این کار توسط مراجع بزرگ تقلید شیعه نهی شده و توهین به بزرگان اهل سنت را جایز نمی دانند .

عید الزهرا و جشن گرفتن نهم ربیع الاول به دو جهت می‌تواند باشد:
نخست آنکه سالروز به امامت رسیدن حضرت ولی عصر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است، دومین مناسبت که بین برخی از مردم به غلط مشهور شده، سالروز قتل خليفه دوماست.
اما نسبت به امامت امام عصر از آن جهت که هشتم ربیع الاول روز شهادت امام حسن عسکری است و از آن به بعد امامت به عهده امام زمان حضرت ولی عصر سپرده می‌شود، شیعیان برای به امامت رسیدن امام زمان خشنودند و جشن می‌گیرند. با این کار یک نوع ابراز احساسات و عرض ارادت نسبت به آن وجود شریف و مادر بزر گوارش حضرت زهرا (سلام الله عليها) می‌کنند، اما در عین حال هیچ گونه توصیه‌ای از سوی معصومین بر جشن گرفتن این روز نداریم.
دومین جهت که بین مردم به غلط مشهور گشته که سالروز قتل خليفه دوم، نهم ربیع الاول است، نیز بدون مستند و دلیل معتبر است. زیرا طبق منابع تاریخی فریقین (شیعی و سنی) خليفه دوم در روز بیست و سوم ذی الحجه ترور شد. پس از سه روز درگذشت. بنابر این او در اواخر ذی الحجه درگذشته است.  وقتل او در ۹ربیع الاول فاقد دلیل معتبر است. بسیاری از بزرگان شیعه براین اتفاق نظر دارند که تاریخ قتل خلیفه دوم ۲۶یا ۲۹ذی الحجة سال ۲۳هـ .ق است. على بن حسين مسعودى و یعقوبی ، دو تن از مورّخان بنام شیعه همچنین همه تاریخ نگاران اهل سنت بر همین عقیده بوده اند . (۱)
شیخ مفید در کتاب « مسار الشیعه » آورده است:
در روز بیست و ششم ذی الحجة سال ۲۳هجری خليفه دوم مجروح گردید و در بیست و نهم ماه درگذشت.(۲)
هم چنین شیخ ابراهیم بن علی کفعمی در کتابی معروف به مصباح آورده است:
باید دانست که قتل خلیفه دوم در ۲۶ذی الحجة سال ۲۳هـ .ق واقع شده است . این مطلبی است که صاحبان کتاب های »، « « طبقات »، « مسار الشیعه »، و ....بر آن تصریح نموده اند، بلکه اجماع مورّخان شیعه و اهل تسنن نیز بر این است.(۳)

اما شادمانی کردن و گرفتن جلسان شادی برای قتل خليفه دوم( فارغ از این که در چه تاریخی روی داده باشد ) ، صحیح نیست:
نه تنها در شرایط کنونی، بلکه در دوران ائمه معصومین نیز چنین مواردی که در سالروز قتل خليفه دوم برنامه و جلسه شادمانی برپا کنند، گزارش نشده است. شیعیان نیز چنین برنامه‌ای نداشته‌اند. چنانچه برخی از شیعیان و نزدیکان ائمه به ناسزاگویی به خلفا می‌پرداختند، اهل بیت با آنان برخورد می‌نمودند. همچنین این کار توسط مراجع بزرگ تقلید شیعه نهی شده و توهین به بزرگان اهل سنت را جایز نمی دانند.
بر گزاری این مراسم امروزه از طرف عده ای بعضا همراه با کارهای زشت همراه است که مطمئناً بر خلاف دین اسلام و توصیه ائمه اهل بیت (عليهم السلام) است.
در شرایط فعلی که اسلام بیش از همه زمان‌ها نیاز به اتحاد و انسجام مسلمانان دارد ، شایسته نسیت که ما شیعیان با برپایی چنین مراسمی دامنه اختلافات را گسترده‌تر و فاصلة میان مسلمانان را بیشتر نماییم.
وحدت و انسجام اسلامی از برترین نعمت‌های خدادادی است، همان گونه که امیرالمؤمنین فرمود: خداوند بر این امت منت نهاده و بین آنها الفت و اتحاد ایجاد کرده که در سایة آن زندگی کنند . به کنف حمایت آن پناهنده شوند. این نعمتی است که احدی نمی‌تواند بهایی برایش بگذارد. زیرا از هر بهایی گران‌قدرتر و از هر چیز پر ارزشی با ارزش‌تر است.(۴)
برپایی چنین جلساتی با هر عنوان، آتش دشمنی اهل سنت را برمی‌افروزد. آنان را نیز به مقابله به مثل و توهین و هتک حرمت به مقدسات شیعه و احیاناً تعرض به جان شیعیان وا می‌دارد که این قطعاً مورد رضایت امام زمان نیست.


پی‌نوشت ها‌:
۱. مروج الذهب و معادن الجوهر،على بن حسين مسعودى‏، ج ۲، ص ۳۲۱؛ تاريخ يعقوبي، يعقوبي(متوفي ۲۸۴)، ج ۲، ص ۱۵۹؛ الطبقات الكبرى‏، ابن سعد كاتب واقدى‏، ج ۳، ص ۲۵۸، ناشر: دار الكتب العلمية، مكان نشر: بيروت‏، سال چاپ: ۱۴۱۸، نوبت چاپ: دوم‏ ؛ تاريخ مدينه، ابن شَبّه نميري(متوفي ۲۶۲)، ج ۳، ص ۸۹۵و۹۴۳؛ تاريخ خليفه بن خياط، خليفه بن خياط عصفري(متوفي ۲۴۰)، ص ۱۰۹؛ أخبار الطِوال، ابوحنيفه دينوري(متوفي ۲۸۲)، ص ۱۳۹؛ تاريخ كبير، بخاري(متوفي ۲۵۶)، ج ۶، ص ۱۳۸؛ المصنف، ابن أبي شيبه كوفي(متوفي ۲۳۵)، ج ۸، ص ۴۱؛ أخبار الطِوال، ابوحنيفه دينوري(متوفي ۲۸۲)، ص ۱۳۹؛ تاريخ طبري، طبري(متوفي ۳۱۰)، ج ۳، ص ۲۶۵؛ طبقات الكبرى، محمد بن سعد(متوفي ۲۳۰)، ج ۳، ص ۳۶۴؛ أنساب‏الأشراف، بلاذرى (متوفي ۲۷۹)، ج‏۱۰، ص۴۳۹؛  اُسدالغابه، ابن اثير(متوفي ۶۳۰)، ج ۴، ص ۷۷؛ شرح نهج‌البلاغه، ابن أبي الحديد(متوفي ۶۵۶)، ج ۱۲، ص ۱۸۴.

۲. مسار الشيعة (المجموعة)،الشيخ المفيد، ص ۲۳.
۳. المصباح، كفعمي، ص۵۱۱.
۴. نهج البلاغه خطبه ۱۹۲.

عضویت در خبرنامه