روش های ترغیب فرزندان به نماز

شناسه نوشته : 22594

1396/06/22

تعداد بازدید : 278

روش های ترغیب فرزندان به نماز
والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ مؤثرترین روش ها و عوامل کدامند؟

«و أمر أهلک بالصلاة و اصطبر علیها؛ای پیامبر!اهلت را به برپایی نماز فراخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه کن».(سوره طه،آیه 132)

تشویق فرزندان به نماز، اختصاص به پیامبر ندارد.همه ما (والدین و مربیان) نسبت به فرزندان و شاگردان مسئولیم و باید در تربیت آنها کوشا باشیم.

فرزند وقتی که در خانه است از والدین مسائل را می آموزد و وقتی که در مدرسه است از مربیان و معلمان. بنابراین وظیفه مربیان و والدین در آموختن ارزش های اسلامی به فرزندان بیش از سایران می باشد.

در روایت است که به فرزندانتان از سن هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید.

روح انسان در زمان جوانی حالت قابل انعطافی دارد و هر چه انسان بزرگتر می شود از انعطاف آن کمتر می شود.1

نماز بر نونهالان گر چه واجب نیست، لیکن امری نیکو و پسندیده است و زمینه ساز دوران جوانی است.

ژان پیاژه درباره اهمیت تربیت فرزندان در این دوره و آماده کردن آنان برای دوره جوانی می گوید:

«…کودکِ در خطر اخلاقی را باید در ردیف انحرافات جوانی قرار داد، زیرا اگر از آن جلوگیری نشود سقوط در تبهکاری او فراهم می شود».2

مولوی مثلی راجع به اینکه هر چه انسان بزرگتر می شود،صفات او قویتر و ریشه دارتر می گردد، بیان کرده، و می گوید:مردی درختی را در گذرگاهی کاشت و مردم از این کار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد.از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر می شد و از طرف دیگر خارکن ضعیف تر می گردید.یعنی میان رشد درخت و قوّت او نسبت معکوس برقرار بود.حالات انسان مانند خاربن و خارکن است.روز به روز صفات در انسان عمیق تر و اراده انسان ضعیف تر می شود،بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیشتر است.3

خـاربـن در قـوت و بـرخاسـتن خـارکن در سستی و در کاسـتن

سعدی نیز می گوید:

هـر که در خوردیش ادب نکنند در بـزرگی ادب از او بـرخاست

چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جـز به آتش راست

مولوی و سعدی می گویند:محبتی که اوّل در دل انسان رفت دوام بیشتری دارد.

والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روش هایی استفاده کنیم؟ مؤثرترین روش ها و عوامل کدامند؟

شیوه های ترغیب به نماز

1.بصیرت بخشی

بصیرت چنین تعریف شده است:«قوای قلب،نورانی به نور قدسی است که به واسطه آن حقایق اشیا و بواطن را می بیند، همانطوری که چشم، صورت اشیا را می بیند».4

یکی از اصول تربیت اسلامی این است که باطن انسان بر ظاهرش اثر می گذارد؛ یعنی هر گاه رفتار مطلوب در ظاهر کسی پیدا شود،می توان آن را ناشی از وضعیت درونی دانست.البته این سخن بدین معنا نیست که تمام همّ و غمّ ما صرف ظاهرسازی شود،بلکه اصل باطن است و باید در درجه اول در صدد تغییر و تحوّل باطن برآمد.

اسلام در دستورهای عبادی خود که اصولاً بر تعبّد و تسلیم مبتنی است، به عنصر دانش و بصیرت اهتمام می ورزد.مسلمانی که وظیفه دارد در هر شبانه روز پنج بار عبادت بزرگی همچون نماز را به جا آرد،باید رمز و راز آن را بداند و بفهمد که برای چه باید نماز بخواند.اگر مربیان به دانش آموزان در رابطه با نماز بینشی عطا کنند که در سایه آن دانش آموزان احساس کنند که نماز باعث تعالی و رشد آنها در طول زندگی می باشد و نیز به آنها بفهمانند که نماز برترین عبادت،جامع کمالات و کلید مشکلات است و این بصیرت را در آنها به وجود آورند که نماز ملاک ارزشی آدمی و معیار قبولی و رسمیت تمام اعمال و عبادات اوست،نماز حدیث عشق و بهترین ارتباط مؤمن با حضرت دوست است و اینکه عاشقانه ترین حالات و زیباترین روحیات و تربیت های الهی در این موقع پدید می آید، مسلماً شاگردان رغبت بیشتری به نمازشان می دهند.

2.الگوسازی

امام صادق (ع) می فرماید:«کونوا دعاة الناس بأعمالکم و لا تکونوا دعاة بالسنتکم» مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش.

چشم و گوش فرزندان چون آیینه ای است که هر چیزی در آن منعکس می شود. و مادر می تواند با رفتار خود، خصلت ها؛ امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی و…را در فرزند احیا کند و یا آنها را از میان ببرد.فرزندان با مشاهده رفتار پدر و مادر هنگام شرکت در نماز جماعت و دیدن فیلم ها و پوسترهای مربوط به نماز به طور غریزی از آنان تقلید نموده و اعمال و حرکات مشاهده شده را تکرار می کنند.

هیچ عنصری از عناصر مدرسه نمی توانند همانند معلّم الگوساز و یا الگو سوز باشند.معلّم و مربّی به خاطر نفوذ معنوی با تمام رفتارشان، الگوها و سرمشق هایی در اختیار شاگردان قرار می دهند.شخصیت معلم دارای اثری عمیق و پایدار در افکار و قلوب شاگردان می باشد.نوجوانان در سنینی از عمر قرار دارند که تمام جلوه گاهای افکار و احساس های درونی معلّم را که به گفتار و رفتار او می انجامد، معیاری برای افکار و اعمال خویش قرار می دهند.

فرصت ها و اوقاتی که دانش آموزان در مدارس سپری می سازند، بیشترین و زنده ترین لحظات عمر آنها را تشکیل می دهد.در محیط مدرسه نیز عمده ترین اوقات آنها در ارتباط با معلم می گذرد.به همین جهت تأثیر معلم بیش از سایر عوامل است.

درتربیت اسلامی به ارائه الگو توجه فراوانی شده است و آیاتی از قرآن مجید، پیامبر اسلام (ص) را الگو معرفی می نمایند و مردم را به تأسی از او هدایت می کنند.

3.روش تبشیر و انذار

الف) تبشیر:یکی از روش های تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزش های الهی، بشارت دادن بوده است؛ یعنی به مردم بشارت می داده اند که بعد از انجام این تکالیف چه عطایایی نصیب شما می شود، قرآن برای عده ای از انسان های وارسته از نعمت رضوان در بهشت سخن می گوید؛امّا چون همه مردم به این مقام نمی رسند برای عدّه ای دیگر از خوراکی ها و پوشیدنی ها سخن می گوید.این بشارت ها مبین نکته تربیتی مهمی برای مربّیان و معلمان است و آن این که برای همه نباید از نوع تربیتی واحدی استفاده کرد؛ زیرا امری ممکن است در یک دانش آموز شوقی بسیار ایجاد کند و همین امر برای دانش آموزی دیگر نه تنها شوقی ایجاد نکند؛ بلکه انزجار و نفرت ایجاد کند.

ب) انذار:انذار را به خبر دادن که همراه با ترساندن باشد، معنا کرده اند.6 مقتضای عدل الهی این است که پیش از وقوع مجازات، آگاهی کافی نسبت به آن ایجاد شود، زیرا کسی حقیقتاً قابل مجازات است که از روی آگاهی و عمد به کار خلاف دست زند و قرآن به عنوان انذارگر برای بشر معرفی شده است.«انّها لاحدی الکبر. نذیراً للبشر»(سوره مدثر، آیات35و36) و از طریق انذار بشر را از عاقبت کارهای ناشایست آگاه می سازد.

بر حسب طبیعت انسانی و اقتضای سن، مربی می تواند دانش آموزان را از عاقبت ترک نماز و سبک شمردن، آنان را انذار کند و به سوی نماز سوق دهد.

4.روش تشویق

یکی از روش های بسیار مؤثر در تربیت، تشویق کارهای خوب است.تشویق در روح جوان اثر می گذارد و او را ترغیب می کند.

تشویق صورت های مختلف دارد و به سن و درک او و نوع عمل او بستگی دارد.گاه به صورت دلجویی، گفتن یک عبارت محبت آمیز است ،برخی اوقات یک نگاه توأم با لبخند و …می باشد.و برای اینکه امر تشویق، زیان و خطری را برای فرد موجب نشود ، رعایت نکات ذیل حائز اهمیت است:

ـ «باید عمل یا اخلاق نیک جوان را تحسین کرد، نه خود او را؛

ـ تشویق صورت رشوه به خود نگیرد؛

ـ علت تشویق بایستی معین شود؛

ـ تشویق و تحسین در حضور جمع اثر بیشتری دارد؛

ـ تشویق وسیله است و نباید به صورت غایت و هدف در آید».

پاورقی:

1.تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا،ص 78.

2.روانشناسی کودک و اصول تربیتی جوانان، ژان پیاژه، ترجمه عنایت الله شکیبا.

3.تعلیم و تربیت در اسلام، ص 79 ـ 80.

4.التعریفات، ص 20.

5.سفینة البحار،ج2،ص278.

6.مفردات الفاظ قرآن.

عضویت در خبرنامه