بنای خانواده از دیدگاه اسلام-گفتاری از آیت الله جوادی آملی(دامت برکاته)

شناسه نوشته : 22087

1396/04/21

تعداد بازدید : 55

بنای خانواده از دیدگاه اسلام-گفتاری از آیت الله جوادی آملی(دامت برکاته)
اصل در تاسيس خانواده بر اساس مهر و رافت و گرايش و جاذبه همانا زن است ؛ چنانكه اصل در تشكيل خانواده از لحاظ مديريت و تامين هزينه و تعهد كارهاى اجرايى وسرپرستى ودفاع از حوزه تدبير خانواده مرد است...

بناى خانواده از ديدگاه اسلام
اصل در تاسيس خانواده بر اساس مهر و رافت و گرايش و جاذبه همانا زن است ؛ چنانكه اصل در تشكيل خانواده از لحاظ مديريت و تامين هزينه و تعهد كارهاى اجرايى وسرپرستى ودفاع از حوزه تدبير خانواده مرد است
مطلب دوم نيازى به اثبات ندارد زيرا شواهد قرآنى مانند الرجال قوامون على النساء و … بر اين امر گواهى مى ‏دهد و سيره رايجه مسلمين نيز آن را تاييد مى‏ كند، عمده اثبات مطلب اول است. و چون تحليل عميق هر مطلب مرهون تبيين مبادى تصورى آن است چنان كه در گرو پذيرش مبادى تصديقى آن است، تاكيد بر اين نكته لازم است كه يكى از مهم ترين مبادى تصورى مساله فوق تمايز بين مهر عاطفى و انس عقلى از يك سو و گرايش غريزى و شهوت حيوانى از سمت ديگر است تا اساس خانواده بر محور دوستى انسانى و عقلى است نه بر مدار شهوت جنسى؛ و نقش زن به عنوان مظهر جمال الهى در چهره انسان تبيين شود نه به‏ عنوان عامل رفع شهوت به صورت يك جنس ماده.
بنيان مهر و عطوفت‏ خانواده
طبق مبانى حكمت متعاليه شوق و علاقه بين دو چيز، يك پيوند خاص وجودى است و چون حقيقت هستى داراى مراتب تشكيكى است از اين جهت اولا اشتياق و كشش در تمام ذرات هستى وجود دارد و ثابت در هر مرتبه از هستى حكم خاص همان درجه را دارد، گاهى به صورت جذب و دفع در نهاد گوهرهاى كان ظهور دارد و زمانى به صورت اخذ و اعطا و مانند آن در گياه هاى رستنى جلوه مى‏ نمايد و گاهى به عنوان شهوت و غضب در حيوان هاى غير معلم پديد مى‏ آيد و گاهى به صورت ميل و نفرت در حيوان هاى تربيت‏ شده و برخى از افراد تربيت نشده انسانى ظهور مى‏ كند و آن گاه فاصله‏ هاى طولانى را طى مى‏ نمايد. آن چه در اين مساله مهم است، توجه به اين نكته است كه آيا راز آفرينش زن و مرد و سرّ گرايش اين دو به هم و انگيزه تاسيس خانواده و تربيت انسان كامل همانا گرايش جنسى است كه هدفى جز اطفاء نائره شهوت نداشته و در حيوانات وحشى نيز بيش از انسان يافت مى ‏شود و جاهليت جديد چونان جاهليت كهن به آن دامن مى ‏زند، و يا راز انعطاف زن و مرد و هدف تشكيل حوزه رحامت و پرورش مسجود فرشتگان و جلوه خليفة اللهى و جامع جلال و جمال و همه اسماء خداوندى همانا گرايش عقلى و مهر قلبى و انس اسمائى است تا بتواند ملائكه تربيت نمايد و فرشتگان فراوانى را به خدمت‏ بگيرد و راز بسيارى از اسرار آفرينش را حل نمايد؟ چون گرايش جنسى در حيوان هاى نر و ماده نيز يافت مى ‏شود و درباره آفرينش حيوان ماده انگيزه ويژه‏ اى مگر همان راز عمومى خلقت و كيفيت‏ خلق زوجين از هر جنس گياهى و حيوانى مطرح نيست.
بنابراين راز اصيل آفرينش زن چيزى غير از گرايش غريزى و اطفاء نائره شهوت مى ‏باشد كه خداوند آن را آرامش زن و مرد بيان كرده و اصالت را در ايجاد اين آرامش به زن داده و او را در اين امر روانى اصل دانسته و مرد را مجذوب مهر زن معرفى كرده است. ضمن آن كه حقيقت هر دو را يك گوهر دانسته و هيچ امتيازى از لحاظ مبدا قابلى آفرينش بين آنها قائل نشده است. در سوره اعراف مى ‏فرمايد:هو الذي خلقكم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ليسكن اليها (۱)منظور از نفس واحده همان حقيقت واحده و گوهر واحد است. يعنى مبدا قابل همه شما انسان ها يك حقيقت است و در اين امر هيچ فرقى بين زن و مرد نيست چنان كه هيچ امتيازى بين انسان اولى و غير اولى نيست و اين گونه از تعبيرها همانند تعبير به بنى ‏آدم است كه شامل همه انسان ها حتى حضرت آدم … نيز خواهد شد نظير آيه ذريه: و اذ اخذ ربك من بني‏آدم من ظهورهم ذريتهم… (۲) “و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريه آنان را برگرفت كه اين اخذ ميثاق اختصاص به فرزندان آدم ندارد بلكه شامل آن حضرت هم خواهد بود.
كلمه نفس در آيه مزبور تانيث ‏سماعى و مجازى دارد نه حقيقى و تانيث كلمه واحده به همين لحاظ است و معناى نفس واحده همانا حقيقت واحد اصل فارد است.منظور از زوج در اين آيه نيز زن است كه همسر مرد است. و بهترين تعبير از زن كلمه زوج است نه زوجه كه جمع آن ازواج است نه زوجات. و تعبير از زن به كلمه زوجه فصيح نيست‏ بلكه راغب در مفردات آن را لغت رديئه دانسته و به همين خاطر در هيچ قسمت از قرآن از زن به عنوان زوجه و از زنان دنيا يا آخرت به عنوان زوجات ياد نشده بلكه فقط زوج و ازواج ياد شده است.چون عنوان زن با تعبير زوج مطرح شده قهرا مرد به عنوان شوهر از آيه استفاده مى ‏شود و ضمير مذكر ليسكن، به مرد بر مى‏ گردد يعنى مرد بدون آفرينش زن سكينت و آرامش ندارد و نيازمند به انيس است.
مرجع ضمير مؤنث – اليها نفس واحده نيست و بلكه به زوج بر مى ‏گردد يعنى زن؛ و مفاد آن چنين مى ‏شود كه گرايش انسى مرد به زن است و بدون آن مانوس نيست و با وى انس گرفته و آرام مى ‏شود. و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودة و رحمة ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون (۳)و از نشانه‏ هاى او اين كه از خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين نعمت ‏براى مردمى كه مى ‏انديشند نشانه‏ هايى است.
مطالبى كه از اين آيه كريمه استنباط مى ‏شود غير از آنچه از آيه سوره اعراف استظهار شد عبارت است از:
۱- تمام زن ها از لحاظ گوهر هستى و اصل مبدا قابلى همتاى مردان‏ند و خلقت هيچ زنى جداى از خلقت مرد نيست، البته مساله طينت‏ حكم جدايى دارد كه طينت اولياى الهى از غير آنها ممتاز است، و آن بحث، اختصاصى به زن يا مرد ندارد، و در اين همتايى بين نخستين انسان و انسان هاى بعدى فرقى نيست چنان كه در اين جهت امتيازى بين اولياء و ديگران نيست.
۲- تمام زن ها از لحاظ حقيقت از سنخ گوهر مردان‏ند نظير آنچه كه درباره رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) تعبير شده است كه:لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم (۴) خداوند منت نهاد بر مؤمنين آن گاه كه در ميان آن ها پيامبرى از خودشان برانگيخت و لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم (۵) يامبرى از خودتان به سوى شما آمد كه بر او دشوار است ‏شما در رنج ‏بيفتيد.البته تفاوت فراوانى بين وجود نورانى نبى اكرم (صلی الله علیه وآله) وديگران وجود دارد ليكن آن ها باعث نمى‏ شود كه وجود مبارك رسول گرامى (صلی الله علیه وآله) نوعى جداى از نوع متعارف انسان باشد، چنان كه وجود نورانى حضرت فاطمه زهرا يافت نمى ‏شود و اين تمايزهاى معنوى مانع وحدت نوعى آن حضرت با زنان و مردان ديگر نخواهد بود.
۳- منشا گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در سايه انس به زن همانا مودت و رحمتى است كه خداوند بين آن ها قرار داده و اين مودت الهى ورحمت‏ خدايى غير از گرايش شهوى حيوان‏ ها به عنوان آيه الهى ياد نشده و روى آن اصرارى ديده نمى ‏شود.
آنچه در حديث زراره از حضرت امام صادق (علیه السلام) رسيده نيز همين معنا را تاييد مى ‏نمايد كه اصالت در گرايش مرد به زن همان محبت الهى است زيرا مساله شهوت جنسى بعد از انس انسانى حضرت آدم به حوا به او داده شد و در مرتبه قبلى كه سخن از مهر قلبى است‏ سخن از غريزه شهوى اصلا مطرح نبوده و نيست. و از اين رهگذر زن محبوب رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) واقع شده است كه فرمود: «حبب الي من دنياكم النساء و الطيب و قرة عيني في الصلاة‏» (۶)و در پرتو همين نگرش است كه حضرت امام باقر (علیه السلام) … از رسول اكرم (ص) نقل نموده است: «ما بني بناء فى الاسلام احب الى الله تعالى من التزويج‏» (۷)و حضرت امام صادق (علیه السلاماز پيامبر گرامى (صلی الله علیه وآله) نقل فرموده است: «من تزوج احرز نصف دينه…» (۸)و حضرت امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «اكثر الخير في النساء» . (۹)
دو ديدگاه متفاوت
اگر گرايش و انس زن و مرد با بصيرت ملكوتى مشاهده شود حكم آن همان است كه بيان شد و اگر با نگاه ملكى ديده شود حكمش آن است كه انسان كامل يعنى حضرت على بن ابيطالب (علیه السلام) جامع جلال و جمال الهى مى ‏فرمايد:
«حياء يرتفع، و عورات تجتمع، اشبه شي‏ء بالجنون، الاصرار عليه هرم، الافاقة منه ندم…» (۱۰)
يعنى هنگام زناشويى حيا و شرم رخت ‏برمى ‏بندد و عورت ها با هم جمع مى ‏شوند، شبيه‏ ترين چيز به ديوانگى است، اصرار بر آن مايه پيرى است و به هوش آمدن از آن با پشیمانى همراه است … و چيزى كه مايه ارتفاع شرم و پايه پشيمانى و نزديك به جنون است‏ سنت پيامبران نخواهد گرديد، بلكه اين سكينت و مودت و رحمت كه جاذبه ‏اى الهى بين مرد و زن است و اساس تشكيل حوزه رحامت و تاسيس سلسله ارحام و محارم و تامين روابط مهر آميز خانوادگى و زمينه ساختار نظام برين انسانى است كه سنت ديرين انبياء و بويژه خاتم (صلی الله علیه وآله) آن هاست. از اين رهگذر بعضى از فقهاى گرانقدر اسلام پيمان نكاح را يك عقد معاوضى بين دو نفر به نام زن و شوهر ندانسته بلكه آن را يك معاهده‏ گونه عبادت مى‏ دانند و لزوم عقد نكاح را كه از عقود لازمه است چيزى همانند عقد بيع، اجاره و … نمى ‏دانند و شرط خيار را در آن باطل مى ‏شمارند.
 
پى ‏نوشت ‏ها:
۱. اعراف، ۱۸۹٫
۲. اعراف، ۱۷۲٫
۳. روم، ۲۱٫
۴. ال عمران، ۱۶۴٫
۵. توبه، ۱۲۸٫
۶. خصال صدوق، باب ثلاثه.
۷. من لايحضره‏الفقيه، ج‏۳، ص‏۳۸۳٫
۸. همان.
۹. همان ماخذ، ص‏۳۸۵٫
۱۰. غررودرر، ج‏۳، ص‏  417
منبع:كتاب زن در آينه جلال و جمال صفحه ۴۶-نويسنده: آية الله عبدالله جوادى آملى

    عضویت در خبرنامه