حضرت فاطمه سلام الله علیها و رسالت های اجتماعی

شناسه نوشته : 20708

1395/12/11

تعداد بازدید : 262

حضرت فاطمه سلام الله علیها و رسالت های اجتماعی
تعالیم عالیه اسلام و آموزه های علمی و عملی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نسبت به شخصیت دادن به زن توانست زمینه ساز رشد و شكوفایی شخصیت این قشر از انسان باشد. بانوی بزرگوار اسلام كه در چنین مكتبی پرورش یافته است و خود نیز از علم و آگاهی و معرفت بالایی برخوردار است، توانست در عمر كوتاه خود، در عرصه های مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی در كنار پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام درخشش نماید و منشأ خیر و بركت برای تمام بشریت باشد

بخشی از فعالیت های فرهنگی اجتماعی صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را می توان در موارد زیر تبیین كرد:
1. مرجعیت فكری، فرهنگی
در اینكه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در بین جامعه آن روز مورد مراجعه مردم بود و در امور مختلف اجتماعی نقش داشت، شكی نیست. چنانكه علامه سید جعفر مرتضی عاملی می نویسد:
«تاكیدهای مكرر و مداوم پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در گفتار و رفتار، به علاوه مقام و موقعیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) سبب شد تا ایشان مورد مراجعه مردم باشند و از درجه و موقعیت خاصی برخوردار گردند. چنانكه منزل ایشان پایگاه و پناهگاهی برای كسان زیادی بود كه به آنجا رفت و آمد می كردند. علاوه بر زنان همسایه، دیگر بانوان مدینه نیز به آن حضرت مراجعه كرده و به منزلش رفت و آمد داشتند» (1)
و نیز می نویسد: «مردم جهت كسب معرفت و مطالب علمی از محضر حضرت، به خدمت ایشان مشرف می شدند» (2)

الف. بیان احكام شرعی بانوان:
زنان مدینه خدمت آن حضرت می رسیدند و پرسشهای شرعی خود را از محضرش می پرسیدند و ایشان نیز با صبر و حوصله به پاسخ آنها می پرداخت؛ چنانكه حضرت امام حسن عسكری علیه السلام می فرماید:
زنی به حضور فاطمه (سلام الله علیها) رسید و عرض كرد، من مادری ناتوان دارم كه نسبت به مسائل و احكام نمازش دچار شبهه و اشتباهی شده است، مرا نزد شما فرستاده تا آنرا بپرسم. حضرت به پرسش او پاسخ گفت. وی مسئله ای دیگر پرسید و حضرت پاسخ گفت. پرسش سومی مطرح كرد و همین طور تا ده پرسش را مطرح كرد و حضرت نیز پاسخ گفتند. آن زن از اینكه پرسشهایش زیاد شد خجالت كشید و عرض كرد ای دختر پیامبر! شما را زحمت ندهم. حضرت فرمودند: هر وقت خواستی بیا و هر چه می خواهی بپرس... (3)

ب. حل اختلاف در مسائل دینی
امام حسن عسكری علیه السلام می فرماید:
دو زن كه در یكی از مباحث دینی با هم اختلاف داشتند، خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند. بحث آن دو به نزاع و دعوا كشید، یكی از آن دو با ایمان بود و دیگری معاند و مخالف با اسلام. حضرت به زن مسلمان در گفتن دلایل و ادله خود كمك كرد تا بتواند مطالب حق خود را ثابت كند. او كه توانست حرف خود را اثبات كند، از این جهت خیلی خوشحال شد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: «اِنَّ فَرَحَ الْمَلائِكَةِ بِاسْتِظْهارِكِ عَلَیها اَشَدُّ مِنْ فَرَحِكِ وَ اِنَّ حُزْنَ الشَّیطانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِها اَشَدُّ مِنْ حُزْنِها؛ (4) خشنودی فرشتگان از پیروزی تو بر او بیش از خشنودی تو می باشد، چنانكه غمگین شدن شیطان و پیروانش بیش از ناراحتی و حزن آن زن می باشد»

ج. بیان معارف الهی
از رسالتهایی كه آن حضرت در اجتماع آن روز خود را عهده دار آن می دانست، بیان معارف الهی بود؛ هر چند حوادث بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و كوتاهی عمر آن حضرت، جامعه را از كسب فیض بیشتر محروم ساخت.
ابن مسعود از بزرگان اصحاب پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می گوید:
مردی به نزد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آمد و عرض كرد: آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی نزد شما گذاشته است كه من نیز از آن بهره مند شوم؟ آن حضرت به خدمتكار منزل فرمود كه برود آن دستمال ابریشمی را بیاورد. او هر چه به دنبال آن گشت آن را پیدا نكرد، حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: حتما آن را پیدا كن؛ زیرا به اندازه حسن و حسین علیهماالسلام برایم ارزش دارد. خدمتكار پس از جستجو آن را پیدا كرد، در آن صحیفه و نوشته ای بود كه بر آن چنین نوشته شده بود:
«قال محمد النبی صلی الله علیه و آله : لَیسَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ مَنْ لَمْ یأْمَنْ جارُهُ بَوائِقَهُ. مَنْ كانَ یؤْمِنُ بِاللّه ِ وَ الْیوْمِ الاْخِرِ فَلایؤْذی جارَهُ. وَ مَنْ كانَ یؤْمِنُ بِاللّه ِ وَ الْیوْمِ الاْخِرِ فَلْیقُلْ خَیرا اَوْ یسْكُتْ. اِنَّ اللّه َ یحِبُّ الخَیرَ الْحَلیمَ الْمُتَعَفِّفَ وَ یبْغِضُ الْفاحِشَ الضَّنینَ السَّئّال المُلْحِف. اِنَّ الْحَیاءَ مِنَ الایمانِ وَ الایمانُ فِی الْجَنَّةِ وَ اِنَّ الْفُحْشَ مِنَ الْبَذاءِ وَ الْبَذاءُ فِی النّارِ؛ (5)
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
كسی كه همسایه اش از شر او در امان نباشد از مؤمنان نیست. هر كس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد همسایه اش را آزار ندهد. كسی كه به خدا و روز قیامت ایمان دارد یا سخن نیكو بگوید یا سكوت كند. همانا خداوند انسان نیكوكار بردبار و پاكدامن را دوست دارد و انسان زشت كار بخیل و بسیار سؤال كننده و پررو را مبغوض دارد. همانا حیاء از ایمان است و ایمان نیز در بهشت جای دارد و فحش (و ناسزاگویی) از بی حیایی است و (آدم) بی حیا در آتش است»
در مواردی بعضی از مؤمنان همسران خود را خدمت آن بانوی بزرگ می فرستادند تا پرسشهای خود را از محضر آن بزرگوار بپرسند، چنانكه مردی همسرش را فرستاد تا به نزد حضرت برود و از ایشان بپرسد كه آیا او از شیعیان و پیروان شما می باشد یا خیر؟ او به حضور حضرت آمد و چنین پاسخ شنید كه به شوهرت بگو: «اِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناكَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ فَاَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَاِلاّ فَلا؛ اگر به آنچه كه به شما امر كرده ایم عمل می كنی و از آنچه كه نهی كرده ایم دوری می كنی، از شیعیان ما هستی وگرنه خیر»
مرد بعد از شنیدن پاسخ آن حضرت مضطرب شد و به خود گفت: وای بر من، چه كسی پیدا می شود كه از گناه و خطا به دور باشد؟ پس من همواره در جهنم خواهم بود؛ زیرا هر كس از شیعیان آنان نباشد در آتش جهنم جاودان است.
همسرش به حضور حضرت برگشت و سخنان شوهر را بازگو كرد. حضرت فرمودند:
«قُولی لَهُ لَیسَ هكَذا، شیعَتُنا مِنْ خیارِ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ كُلُّ مُحبّینا وَ مُوالی اَوْلیاءِنا وَ مُعادی اَعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا. لَیسُوا مِنْ شیعَتِنا اِذا خالَفُوا اَوامِرَنا وَ نَواهینا فی سائِرِ الْمُوبِقاتِ وَ هُمْ مَعَ ذلِكَ فِی الْجَنَّةِ وَ لكِنْ بَعْدَما یطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهمْ بِالْبَلایا وَ الرَّزایا اَوْ فی عَرَصاتِ القیامَةِ بِاَنْواعِ شَدائِدِها اَوْ فِی الطَّبَقِ الاَعْلی مِنْ جَهَنَّم بِعَذابِها اِلی اَن نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنا وَ نَنْقُلَهُمْ اِلی حَضْرَتِنا؛(6)
به او بگو این چنین نیست. شیعیان ما از بهترین اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستداران دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما و هر كس با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت باشد. اگر با اوامر و نواهی ما در دیگر گناهان مخالفت كنند، از شیعیان (واقعی) ما نخواهند بود، ولی در عین حال آنها نیز در بهشت خواهند بود البته پس از آنكه در این دنیا به بلایا و گرفتاریها و یا در عرصه های قیامت به انواع شدائد و سختیها و یا در طبق بالای جهنم گرفتار عذاب شدند، تا ما به خاطر محبت و (دوستی) كه با ما داشته اند نجاتشان دهیم و آنان را به نزد خود منتقل كنیم»

2. در عرصه سیاست
در اوایل بعثت، حفظ جان پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع و حمایت از آن حضرت از مهم ترین رسالتهای جامعه نو پای اسلام و وظیفه خطیر كسانی بود كه علیرغم مشكلات و تنگناهای موجود به حقانیت پیامبر و آیین او ایمان آورده بودند. تعداد انگشت شماری نیز با استفاده از موقعیت اجتماعی، سیاسی و تواناییهای دیگر خود، بیشتر به این امر می پرداختند كه از جمله آنها حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز با پیش آمدن حوادث ناگوار، این رسالت ابعاد دیگری به خود گرفت و از جمله آنها، حمایت و دفاع از امامت و جانشینی به حق پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بود. تنی چند از مسلمانان راستین و بیشتر از همه آنها بانوی عالی مقام جهان اسلام بود كه در انجام این رسالت نهایت تلاش را نمود.

الف. دفاع و حمایت از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله
رسول خدا از هنگامی كه به رسالت مبعوث شدند تا زمانیكه به مدینه هجرت كردند، در مكه مورد اذیت و آزارهای فراوانی قرار گرفتند. بزرگان قریش و حتی عموهای پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله علاوه بر تشویق و تحریك مردم و حتی كودكان به اذیت و آزار پیامبر، خود نیز به طور مستقیم از هیچ تلاشی در این كار دریغ نداشتند. گاهی خاك بر سر پیامبر می ریختند و زمانی سنگ بارانش می كردند و یا در كنار كعبه و هنگام نماز، شكنبه حیوانات بر سر و پشت حضرت می گذاشتند. در این دوران مردانی مانند حمزه سیدالشهداء به دفاع از پیامبر بر می خاستند؛ اما تاریخ نام بانویی بزرگوار كه در آن وقت بین 5 تا 8 سال بیشتر نداشته است را نیز در كنار مدافعان پیامبر ضبط و ثبت كرده است، (7) او علاوه بر اینكه در منزل و خصوصا بعد از رحلت مادر بزرگوارش خدیجه پرستاری پدر را نیز بر عهده داشت، بیرون از منزل نیز همیشه مراقب پدر بود.
ابوبكر بیهقی می نویسد: روایت شده است كه مشركان قریش در حجر اسماعیل گردآمده بودند و می گفتند: چون محمد صلی الله علیه و آله عبور كند، هر یك از ما به او ضربه ای خواهیم زد و چون فاطمه این را شنید پیش مادر رفت و سپس این مطلب را به اطلاع پیامبر رساند... (8)
آن بانوی بزرگوار در مواردی نیز علاوه بر اطلاع و پیشگیری از اقدام آنان، خود مستقیما به صحنه می رفت و به حمایت و دفاع از پیامبر عزیز می پرداخت.
عبداللّه بن مسعود می گوید: با پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله در كنار كعبه بودیم، حضرت د رسایه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهی از قریش و از جمله ابوجهل در گوشه ای از مكه چند شتر نحر كرده بودند، شكنبه آنها را آوردند و بر پشت پیامبر گذاشتند، فاطمه (سلام الله علیها) آمد و آنها را از پشت پدرش برداشت. (9)
عمرو بن میمون از عبداللّه روایت می كند و می گوید: روزی پیامبر به حال سجده بود، گروهی از قریش گرد او بودند و مقداری از شكنبه و احشاء شتر و یا گاوی كه آن را كشته بودند در آنجا بود، گفتند چه كسی این شكنبه را بر می دارد و بر پشت او می گذارد؟ عقبة بن ابی معیط این كار را انجام داد. فاطمه (سلام الله علیها) آمد و آنرا از پشت پیامبر صلی الله علیه و آله برداشت... (10)

ب. دفاع و حمایت از امام علی علیه السلام
حضرت زهرا (سلام الله علیها) مقام و موقعیت و جایگاه امام علی علیه السلام را خوب شناخته بود و از تواناییهای ذاتی و خدادادی و شایستگیهای ایشان نیز مطلع بود. (11) دیدگاههای پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را نسبت به امام به صورت مرتب شنیده بود و بدان ایمان و اعتقادی راسخ داشت و صلاح و مصلحت جامعه نوپای اسلام را در رهبری و امامت امام علی علیه السلام می دانست (12) و جایگزین دیگری را با وجود ایشان برای این مقام و منصب جایز نمی دید. از اینرو برای اثبات و تحقق آن از هیچ تلاشی دریغ نكرد و تا آخرین لحظه دست از حمایت و دفاع از امام علیه السلام و مقام امامت بر نداشت.
در بیعت با خلیفه اول سه گروه از قبول بیعت با ابوبكر امتناع كردند:
اول: گروه انصار، كه در سقیفه حضور داشتند و هر چند در ابتدا از بیعت با ابوبكر خودداری كردند، ولی مسائلی موجب شد تا بیشتر آنها در همان جلسه به ابوبكر دست بیعت دهند.
دوم: بنی امیه و در رأس آنها ابوسفیان، كه منتظر رسیدن به پست و مقام و منصب بودند و در عصر جاهلیت، مقداری از آن برخوردار بودند.
سوم: بنی هاشم و تعدادی دیگر از مسلمانان مانند عمار، سلمان، مقداد و ابوذر و دیگران.
مشكل انصار تا حد زیادی به نفع خلیفه حل شد، بنی امیه نیز با تطمیع مالی و مقام و منصب حكومتی بیعت كردند؛ اما مشكل بنی هاشم همچنان باقی بود، هر چند حزب حاكم در جلب رأی و نظر آنان نیز تلاش زیادی كرد و حتی چند شب بعد از بیعت در سقیفه به منزل عبداللّه بن عباس رفتند و پیشنهاد پست و حكومت به او و دیگر افراد خانواده اش را داده اند اما مورد قبول او قرار نگرفت و ابن عباس مسئله را به امام علی علیه السلام واگذار كرد و هیچ یك از بنی هاشم ـ تا امام بیعت نكرد ـ دست بیعت به ابوبكر ندادند. و تا حضرت زهرا زنده بود، امام نیز بیعت نكرد. به همین جهت حزب حاكم چاره دیگری اندیشید و به فكر تهدید افتاد. (13)
ابتدا مدافعان امام علی علیه السلام كه در منزل حضرت زهرا اجتماع كرده بودند، به دنبال تهدید جدی حكومت و شاید مصلحت اندیشی امام علیه السلام متفرق شدند، سپس طرفداران حكومت برای جلب امام علیه السلام به جهت بیعت با خلیفه به منزل آن حضرت حمله ور شدند. (14) بانوی بزرگوار اسلام خود در مقابل مهاجمان ایستاد و با آنان صحبت كرد و فرمود:
«اَیهَا الضّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ ماذا تَقُولُونَ وَ ای شَی ءٍ تُریدُونَ؟ یا عُمَرُ اَما تَتَّقِی اللّه َ؟ تَدخُلُ عَلی بَیتی؟ اَبِحِزْبِكَ الشَّیطان تُخَوِّفُنی وَ كانَ حِزبُ الشَّیطانِ ضَعیفا؛ (15) ای گمراهان و دروغگویان چه می گویید و چه می خواهید؟ ای عمر! آیا از خدا نمی ترسی؟ می خواهی وارد خانه من شوی؟ آیا با حزبت كه حزب شیطان است مرا می ترسانی، در حالی كه حزب شیطان ناتوان است»
و هنگامی كه امام علیه السلام را با زور به طرف مسجد می بردند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) با اینكه صدمه دیده بود خود را به میان آنان و امام علیه السلام رساند و فرمود:
«وَاللّه ِ لااَدَعُكُمْ تَجُرُوّنَ اِبنَ عَمّی ظُلْما؛ (16) به خدا سوگند نمی گذارم پسر عموی مرا (ظالمانه به سوی مسجد (بكشانید.»
و بعد از آنكه امام علیه السلام را آنچنان به مسجد بردند، حضرت وارد مسجد شد و با تهدیدی جدی فرمود:
«خَلُّوا عَنْ اِبْنِ عَمّی فَوَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالْحَقِّ لَئِنْ لَمْ تُخِلُّوا عَنْهُ لاَنْشُرَنَّ شَعری وَ لاَضَعَنَّ قمیصَ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله عَلی رَأسی وَ لاَصْرُخَنَّ اِلَی اللّه ِ تَبارَكَ وَ تَعالی؛ (17) پسر عمویم را رها كنید. قسم به آن خدایی كه محمد صلی الله علیه و آله را بر حق برانگیخت، اگر از او دست برندارید گیسوان خود را پریشان كرده و پیراهن رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر سرافكنده و در برابر خدا فریاد خواهم زد»
و هنگامی كه سلمان فارسی با اشاره امام علیه السلام از آن بانوی بزرگوار خواست تا نفرین نكند و به منزل برگردد، خطاب به سلمان این چنین فرمود:
«یریدُونَ قَتْلَ عَلِی علیه السلام وَ ما عَلی عَلِی علیه السلام صَبْرٌ؛ (18) می خواهند علی علیه السلام را به قتل برسانند و (من) بر قتل علی علیه السلام صبر ندارم»
خلیفه و دیگران كه مرعوب دفاع و حمایت جدی آن بانوی بزرگوار از امام علیه السلام شدند، به ناچار امام علیه السلام را آزاد كردند و حضرت زهرا با دیدن امام علیه السلام به او چنین عرض كرد:
«روُحی لِروُحِكَ الْفِداءُ وَ نَفْسی لِنَفْسِكَ الْوَقاءُ یا اَبَاالْحَسَنِ اِنْ كُنْتَ فی خَیرٍ كُنْتُ مَعَكَ وَ اِنْ كُنْتَ فی شَرٍّ كُنْتُ مَعَكَ؛ (19)
جانم فدای جان تو، روحم سپر بلاهای جان تو، ای ابوالحسن! اگر تو در خیر و نیكی بودی با تو خواهم بود و اگر در سختی و بلاگرفتار شدی (باز هم) با تو خواهم بود»

ج. اعتراض و انتقاد
آن حضرت می دید كه با خروج رهبری امت از محور خود چه بسا ممكن است امور مهم دیگری نیز دچار این آفت شود و هر گونه ساكت ماندن نوعی تایید بر كارهای ناروا باشد و چه بسا حتی برای همیشه كاری قانونی جلوه داده شود و نشانی بر حقانیت مدعیان خلافت تلقی گردد. بدین جهت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواردی مخالفت خود را با اعتراض و انتقاد و شِكوه به اثبات رساند.

ـ اعتراض به غصب فدك
بعد از آنكه حضرت چند بار برای گرفتن فدك (20)ـ كه حق آن حضرت بود ـ به خلیفه اول مراجعه كرد (21) و او نیز با استناد به حدیثی كه كسی غیر از او آن را از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نشنیده و نقل نكرده است و بعد از استناد حضرت زهرا به آیاتی از قرآن و بیانات پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و حتی شهادت شاهدان، از باز گرداندن فدك به آن حضرت خودداری كرد، آن بانوی بزرگوار به اعتراض چنین فرمود:
«وَاللّه ِ لاَدْعُوَنَّ اللّه َ عَلَیكَ وَ اللّه ِ لا اُكَلِّمُكَ بِكَلِمَةٍ ما حَییتُ؛ (22) سوگند به خدا تو را نفرین می كنم و بخدا قسم تا زنده هستم با تو یك كلمه سخن نخواهم گفت»

ـ اعتراض به یورش به خانه حضرت
بعد از آنكه تعدادی به درب منزل حضرت علی علیه السلام آمدند و با تهدید خواستند امام علیه السلام را با اجبار به بیعت وادارند و یا متعرض اهل خانه شوند و خانه را به آتش بكشانند ـ كه متأسفانه این كارها نیز به انجام رسید (23) ـ حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مسجد و خطاب به خلیفه اول فرمود:
«یا اَبابَكْر! ما اَسرَعَ ما اَغَرْتُمْ عَلی اَهْلِ بَیتِ رَسُولِ اللّه صلی الله علیه و آله وَ اللّه ِ لااُكَلِّمُ عُمَرَ حَتّی اَلْقَی اللّه َ؛(24)
تعالیم عالیه اسلام و آموزه های علمی و عملی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نسبت به شخصیت دادن به زن توانست زمینه ساز رشد و شكوفایی شخصیت این قشر از انسان باشد.
ای ابوبكر! چه زود كینه های پنهانی خود را علیه اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر كردید، سوگند به خدا تا زنده ام با عمر سخن نخواهم گفت»

ـ اعتراض به بی حرمتی به امام علیه السلام
بعد از آنكه امام علی علیه السلام را به طرز نامناسبی به مسجد بردند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) خود را به مسجد رساند و اعتراض خود را به مهاجمان و دیگر كسانی كه آنجا بودند ابلاغ كرد. از جمله خطاب به خلیفه دوم كه نقش اصلی را در این كارها داشت فرمود:
«طُغْیانُكَ یا عُمَر اَخْرَجَنی اَلْزَمَكَ الْحُجَّةَ وَ كُلَّ ضالٍّ غَوِی. اَما وَاللّه ِ یابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا اَنّی اَكْرَهُ اَنْ یصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ لَعَلِمْتَ اَنّی سَأقْسِمُ عَلَی اللّه ِ ثُمَّ اَجِدُهُ سَریعَ الاِجابَةِ؛ (25)
ای عمر! طغیان تو مرا (از خانه (بیرون كشید و حجّت را بر تو و بر دیگر گمراهان اغوا شده تمام كرد. ای پسر خطاب! سوگند به خدا، چون كراهت دارم كه بی گناهان دچار بلا و گرفتاری شوند (از نفرین دست برمی دارم. اگر چنین نبود) می دانستی كه بر خدا سوگند یاد می كردم و سپس خدا را سریع الاجابة می یافتم»

ـ اعتراض به مردمان ساكت و خاموش
فرازهایی از خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مسجد مدینه گواهی گویا بر این مطلب است. آن حضرت با دلی پر خون ازحوادث ناگوار پیش آمده، با زبان شكوه و اعتراض خطاب به انصار فرمودند:
«یا مَعْشَرَ النَّقیبَةِ وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَصَنَةَ الاِسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی؟؛ (26)
ای انجمن نقباء! ای بازوان ملّت! ای حافظان اسلام! این غفلت و سستی كسی كه همسایه اش از شر او در امان نباشد از مؤمنان نیست. هر كس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد همسایه اش را آزار ندهد.
در مورد حق من چیست؟ و چرا در برابر دادخواهی من سهل انگارید؟»
در فراز دیگری ضمن بیان علتهای سستی و تساهل مردم فرمودند:
«اَلا وَقَدْ اَری اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلی الخَفْضِ وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بالبَسْطِ وَ الْقَبْضِ وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ وَ نَجَوْتُمْ مِنَ الضّیقِ بِالسَّعَةِ فَمَجَجْتُم ما وَعَیتُمْ وَ دَسَعْتُمُ الَّذی تَسَوَّغْتُم؛ (27)
می بینم كه به تن آسایی خو كرده اید، و كسی كه سزاوارتر (به زمامداری) بود با شادی و دنیاطلبی دور كردید، و با رفاه و آسایش خلوت كرده اید و از سختی زندگی به راحتی و خوشگذرانی رسیده اید؛ به همین جهت آنچه را كه حفظ كرده بودید از دست دادید و آنچه را كه فرو بردید، استفراغ كردید»

ـ اعتراض به عملكرد خلیفه اول و دوم
در روزهای آخر عمر حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگامی كه آندو با اجازه امام علی علیه السلام به ملاقات آن بانوی بزرگوار رفتند، آن حضرت صورت خود را به سوی دیوار برگرداند و از آنان پرسید: شما را به خدا سوگند می دهم، آیا شنیده اید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّی، مَنْ آذاها فَقَدْ آذانی، رِضا فاطِمَةَ مِنْ رِضای وَ سَخَطُ فاطِمَةَ مِنْ سَخَطی؛
فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بیازارد مرا آزرده است، رضایت فاطمه از رضایت من و خشم فاطمه از خشم من است.»
گفتند. آری شنیدیم.
حضرت فرمودند:
«فَاِنّی أُشْهِدُ اللّه َ وَ مَلائِكَتَهُ اَنَّكُما اَسْخَطْتُمانی وَ ما اَرَضَیتُمانی وَ لَئِن لَقیتُ النَّبِی صلی الله علیه و آله لاَشْكُوَنَّكُما اِلَیهِ؛ (28)
خدا و فرشتگانش را به شهادت می گیرم كه شما دو نفر مرا به خشم آوردید (و آزار دادید) و موجبات خشنودی مرا فراهم نكردید. اگر با (پدرم) رسول خدا صلی الله علیه و آله ملاقات كنم شكایت شما را نزد او خواهم برد»

3.با همسایگان
حضرت زهرا (سلام الله علیها) كه تربیت یافته مكتب پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بود، نسبت به همسایگان توجه خاصی داشت. برخی از موارد توجهات حضرت زهرا (سلام الله علیها) درباره همسایگان را می توان در امور زیر جستجو كرد.

الف. دعا در حق همسایگان
امام حسن علیه السلام چنین نقل می كنند: «رَأَیتُ اُمّی فاطِمَةَ (سلام الله علیها) قامَتْ فی مِحْرابِها لَیلَةَ جُمْعَتِها فَلَمْ تَزَلْ راكِعَةً ساجِدَةً حَتّی اِتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُها تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ تُسَمّیهِمْ وَ تَكْثُرُ الدُّعاءَ لَهُمْ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها بِشَی ءٍ فَقُلْتُ لَها یا أُمّاهُ لِمَ لاتَدعِینَّ لِنَفْسِكِ كَما تَدْعینَّ لِغَیرِكِ. فَقالَتْ یا بُنَی الْجارُ ثُمَّ الدّارُ؛(29)
مادرم فاطمه (سلام الله علیها) را شب جمعه ای دیدم كه در محراب خود ایستاده و پیوسته به ركوع و سجده می رفت تا سپیدی صبح آشكار شد و شنیدم كه در حق مردان و زنان مؤمن دعا می كرد و اسم آنها را می برد و برای آنها بسیار دعا كرد. اما برای خودش دعا نفرمود. عرض كردم، ای مادر! چرا برای خودت چون دیگران دعا ننمودی؟ فرمود: پسرم! اول همسایه، سپس خانه.»
امام صادق علیه السلام نیز این سیره و روش حضرت را چنین بیان فرموده است:
«كانَتْ فاطِمَةُ (سلام الله علیها) اِذا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها فَقیلَ لَها فَقالَتْ اَلْجارُ ثُمَّ الدّارُ؛ (30) فاطمه (سلام الله علیها) چنین بود كه هر گاه دعا می كرد، برای مردان و زنان مؤمن دعا می كرد ولی برای خودش دعا نمی كرد. به او گفته شد (و از او علت این ماجرا سؤال شد) ، پس فرمود: همسایه و سپس خانه»
چنانكه از حدیث امام حسن مجتبی علیه السلام بر می آید، حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام دعا برای همسایگان، آنها را با نام دعا می كرده است و این بیانگر ارتباط آن بانوی بزرگوار با مردم و همسایگان می باشد.

ب. سركشی و كمك به همسایه ها
حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم به عیادت مریضهای همسایه می رفت و هم به جهت تعزیت و تسلیت در مورد اموات آنها در بعضی از مجالس شركت می كرد، چنانكه نوشته اند:
«كانَتْ تَعُودُ مَرْضاهُمْ؛ (31) از مریضهایشان عیادت می كرد»
«خَرَجَتْ فی تَعْزِیةِ بَعْضِ جیرانِها؛ (32)در عزای بعضی از همسایگانش (از خانه )خارج شد»
در سیره آن بانوی گرانقدر آمده است:
حضرت زهرا (سلام الله علیها) فقیران و بینوایان را اطعام می داد و به همسایگان مستضعف خود رسیدگی می كرد و به زنان و اطفال مخصوصا یتیمان توجه می كرد و به آنها رسیدگی می نمود و غذا می داد تا جاییكه اثر گرسنگی بر صورت مباركش آشكار می شد(33)
حتی آن زمانی كه خانواده بزرگوار زهرای مرضیه (سلام الله علیها) سه روز پی در پی غذای خود را به یتیم و فقیر و مسكین دادند (34) و خداوند به شكرانه این كار، غذایی برای آنها فرستاد، فاطمه (سلام الله علیها) از آن غذا نیز بین همسایگان توزیع و تقسیم كرد. در این ماجرا، رسول خدا صلی الله علیه و آله اهل بیت خود را جمع كرد و به آنها غذا داد تا سیر شدند و قدری از غذا باقی ماند و حضرت زهرا علیه السلام آن را به همسایگانش بخشید. (35)

4.ایثار و انفاق
با هجرت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به مدینه، مسلمانان و پیروان حضرت نیز به این شهر مهاجرت كردند، تنگناهای اقتصادی و سیاسی مسلمانان را در شرایط بسیار سختی قرار داد، انصار هر چه داشتند به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله در نهایت اخلاص و فداكاری با مهاجران تقسیم كردند، غنیمتهای جنگی نیز كه گاهی به دست می آمد آنقدر نبود كه نیاز جامعه نو پای اسلام را بر طرف سازد، پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله مسلمانان و فقرای مسلمان را بر خود و خانواده و بستگانش ترجیح می داد، و علی و فاطمه علیهماالسلام نیز در اجرای این رسالت اخلاقی، اجتماعی بیش از توان معمول بر خود سخت می گرفتند. آنها علاوه بر تحمل مشكلات طاقت فرسا، در ایثار و انفاق نیز بر همه پیشی گرفته بودند.
خانه فاطمه (سلام الله علیها) محل مراجعه نیازمندان و فقیران بود، هر كس به آنجا مراجعت می كرد ناامید برنمی گشت، و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز در موارد زیادی نیازمندان را به ایشان ارجاع می داد. (36)
جابر بن عبداللّه انصاری می گوید: نماز عصر را با پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به جا آوردیم، حضرت هنوز در محراب نماز نشسته بودند كه پیر مردی از مهاجران عرب كه لباسی كهنه و مندرس به تن داشت وارد شد، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله احوال او را پرسید و از او دلجویی كرد. آن مرد گفت: «ای رسول خدا! شكمم گرسنه است، غدایم بده، تنم برهنه است، لباسم بپوشان، تهیدستم، بی نیازم فرما»
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «ما اَجِدُلَكَ شَیئاً، اِنْطَلِقْ اِلی مَنْزِلِ مَنْ یحِبُّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ یحبُّهُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ، یؤْثِرُ اللّه َ عَلی نَفْسِهِ، اِنْطَلِقْ اِلی حُجْرَةِ فاطِمَةَ؛
«چیزی برای تو نمی یابم، به در خانه كسی برو كه هم او خدا و رسولش را دوست دارد و هم خدا و رسولش او را دوست دارند، او خدا را بر خودش مقدم می دارد، برو به خانه فاطمه (سلام الله علیها»
آنگاه پیامبر به بلال فرمود كه او را به منزل فاطمه (سلام الله علیها) برسان. بلال با او آمد و قضیه را به عرض زهرای مرضیه (سلام الله علیها) رساند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) گردن بندی را كه دختر عمویش فاطمه دختر حمزه سیدالشهداء به او هدیه داده بود، از گردن درآورد و به آن مرد فقیر داد و فرمود: «خُذْهُ وَبِعْهُ فَعَسَی اللّه ُ اَنْ یعَوِّضَكَ بِهِ ما هُوَ خَیرٌ مِنْهُ؛ (37) این را بگیر و بفروش. امید است خداوند در مقابل آن چیزی به تو دهد كه از آن بهتر است.» همچنین ابن عباس نقل می كند:
سلمان فارسی برای آنكه چیزی خانه فاطمه (سلام الله علیها) محل مراجعه نیازمندان و فقیران بود، هر كس به آنجا مراجعت می كرد ناامید برنمی گشت، و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز در موارد زیادی نیازمندان را به ایشان ارجاع می داد.
برای عرب تازه مسلمان شده ای تهیه كند به خانه زنان پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله رفت اما چیزی نیافت، چشمش به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتاد و با خود گفت: اگر خیری باشد از خانه فاطمه (سلام الله علیها)، دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خواهد بود. رفت و در خانه آن حضرت را كوبید و قضیه را به عرض ایشان رساند. آن حضرت فرمودند: «وَالَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله بِالْحَقِّ نَبِیا اِنَّ لَنا ثَلاثا ما طَعِمْنا وَ اِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ قَدِ اضْطَرَبا عَلَی مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ... وَلكِنْ لا اَرُدُّ الْخَیرَ اِذا نَزَلَ الْخَیرُ بِبابی؛ سوگند به آن كسی كه محمد صلی الله علیه و آله را به حق به پیامبری بر انگیخت، سه روز است كه چیزی نخورده ایم و حسن و حسین (سلام الله علیها) از شدت گرسنگی می لرزیدند (تا اینكه خوابشان برد...) اما خیری را كه به در خانه ام آمده است برنمی گردانم»
حضرت (سلام الله علیها) پیراهن خود را به سلمان داد تا ببرد و از شمعون یهودی مقداری خرما و جو بگیرد. سلمان آنها را گرفت و آورد. آن حضرت بلافاصله آنها را آسیاب كرد و نان پخت و به سلمان داد تا برای آن مرد فقیر ببرد. سلمان عرض كرد: یك قرص از این نانها را برای حسن و حسین بردارید. حضرت فرمودند: «یا سَلْمانُ هذا شَیءٌ اَمْضَیناهُ للّه ِعَزَّوَجَلَّ لَسْنا نَأْخُذُ مِنْهُ شَیئا؛ (38) اینها را در راه خدای عزیز و بزرگ داده ایم، چیزی از آن را بر نمی داریم»
 
پی نوشت ها :
1) جعفر مرتضی العاملی، ماساة الزهراء، ص 53؛ ر. ك: شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 9، ص193 و 197.
2) همان، ص 54.
3) بحارالانوار، ج2، ص3.
4) همان، ص 8؛ الاحتجاج، طبرسی، ج1، ص18، ح 15.
5) دلائل الامامه، ابن جریر طبری، ج 1؛ مستدرك الوسایل، ج 12، ص81؛ سفینة البحار، «انتشارات اُسوه»، ج 2، ص112.
6) بحارالانوار، چاپ ایران، ج68، ص155؛ نهج الحیاة، ص 217، ح 121.
7) جهت اطلاع بیشتر ر. ك: دلائل النبوة، ابوبكر احمد بن حسین بیهقی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 2، ص 41 ـ 47؛ بحارالانوار، ج 18، باب 8 از ابواب معجزات پیامبر و باب 1 از ابواب احوال آن حضرت.
8) دلائل النبوة، ج 2، ص43.
9) بحارالانوار، ج 18، ص57؛ دلائل النبوة، ج2، ص 44.
10) دلائل النبوة، ج 2، ص43.
11) برای آشنایی با ویژگیهای حضرت امام علیه السلام از نگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ر. ك: خطبه حضرت در جمع زنان مدینه. برای استفاده از متن شرح و تفسیر دو خطبه آن حضرت كه یكی را در مسجد مدینه و دیگری در جمع زنان مدینه ایراد فرمود، ر. ك: الاحتجاج، ج1، ص253 ـ 293 و شرح نهج البلاغه، ج16، ص210 به بعد و شرح خطبه حضرت زهرا، سید عزالدین زنجانی در دو جلد و قطره ای از دریا، علی ربانی گلپایگانی.
12) ویژگیها، آثار و بركات رهبری امام علیه السلام را در خطبه حضرت در جمع زنان مدینه ببینید، در ادامه بحث چند مورد در حد اشاره بیان خواهد شد.
13) ر. ك: شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ص21 به بعد و ج 6، ص5 ـ 52؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 32 ـ 33؛ فروغ ولایت، جعفر سبحانی، بخش چهارم وپنجم، ص 145 ـ 193.
14) برای اطلاع بیشتر از چگونگی بردن امام به مسجد جهت بیعت و اهانت به اهل بیت پیامبر و آتش زدن درب منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) ر. ك: فروغ ولایت، جعفر سبحانی، بخش چهارم، فصل سوم، ص 179 ـ 194؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 6، ص47 ـ 49؛ امام علی بن ابی طالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج 1، فصل 15، ص 321 ـ 328.
15) بحارالانوار، ج 53، ص18.
16) نهج الحیاة، ص 152، ح 68.
17) بحارالانوار، ج 43، ص47؛ روضه كافی، ج 8، ص238 با اندكی تفاوت.
18) تفسیر عیاشی، ج2، ص66 و 67.
19) نهج الحیاة، ص159، ح 75.
20) جهت اطلاع بیشتر از فدك، ارزش و مقدار درآمد آن، چگونگی بخشش آن توسط پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به فاطمه (سلام الله علیها) و سرنوشت آن و... ر. ك فروغ ولایت، جعفر سبحانی، 195 ـ 258 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص210 ـ 286.
21) هدف اصلی حضرت زهرا (سلام الله علیها) از باز گرفتن فدك استفاده مادی از آن نبود، بلكه اثبات و احقاق حق خود بود؛ چون همان سالهایی نیز كه فدك در اختیار ایشان بود، تنها به اندازه نیاز اولیه خود از آن بر می داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می كرد و تا هنگام رحلت پیامبر نیز این چنین بود. ر. ك: بحارالانوار، ج29، ص118 به نقل از چشمه در بستر، ص 269؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج16، ص216.
22) شرح نهج البلاغه، ج16، ص214.
23) جهت اطلاع بیشتر ر. ك الاحتجاج، ج1، ص209 ـ 213.
24) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج6، ص49.
25) اصول كافی، ج1، ص 460، ح 5.
26) الاحتجاج، ج1، ص269؛ دلائل الامامه، ص 36.
27) همان، ص272 و 273.
28) الامامة و السیاسة، ص 13 و 14؛ بحارالانوار،، ج28، ص356 و ج29، ص627 و ج43، ص 203 و 204.
29) همان، ج43، ص 82 و ج 86، ص 313.
30) همان، ج 90، ص 388.
31) اعلموا انی فاطمة، ج 4، ص534.
32) بحارالانوار (بیروت) ، ج 57، ص 216.
33) ر. ك: اعلموا انّی فاطمه، ج4، ص217. به نقل از فاطمة الزهراء، توفیق ابوعلم، ص130 و تفسیر كشاف زمخشری.
34) دهر/ 7 ـ 8؛ بحارالانوار، ج35، ص 237 به بعد.
35) بحارالانوار، ج35، ص255 و ج47، ص27.
36) مأساة الزهراء، ج 1، ص54.
37) بحارالانوار، ج 43، ص56 ـ 58، ح 50.
38) تفصیل این قضیه را ملاحظه كنید: بحارالانوار، ج 43، ص 69 ـ 75.
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره56.

عضویت در خبرنامه